![]() |
![]() |
|
| تا آزادی نسیم |
|
این روزها که می گذرد،در آستانه ی آمدنت ،هر دم عقربه های ساعت را نهیب می زنم که سریع تر بروند.
این روزها که می گذرد چند باره و چند باره لحظه ی آمدنت را،لحظه ی دیدنت را مجسم می کنم. این روزها کتاب ها یی که داده بودی تا بخوانم،تا بدانم خسته شده اند بس که آماده ی پس دادنشان کرده ام. این روز ها که می گذرد...،چقدر خوب است که می گذرد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 14:32 توسط دوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نسیم را آزاد کنید.
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|