![]() |
![]() |
|
| تا آزادی نسیم |
|
مرد، آرم داشت پاي كبودش را مي ماليد و زير لب مي گفت : "مي خواستي در سرزمين نور باعشق تر شوي وزيرسقف صلح برقصي با اين همه گناه عجيب است كه زنده اي هنوز" |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 23:23 توسط دوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نسیم را آزاد کنید.
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|