![]() |
![]() |
|
| تا آزادی نسیم |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام آذر 1386ساعت 17:56 توسط دوست |
|
|
به ماگفته اند با تشنگي كناربياييد وآب را ذخيره نكنيد صداي صوركه برخيزد خزر تا برج ميلاد نور بالاخواهدآمد وما همچنان تشنه مانده ايم... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام آذر 1386ساعت 17:19 توسط دوست |
|
|
وبلاگ خانواده های دانشجویان دربند جهت آگاهی از اخبار و پی گیری های انجام شده به این وبلاگ مراجعه کنید. فراخوان خانوادههای دانشجویان دستگیر شده مراسم 16 آذر سال 86
درموج دستگیری های بیسابقهی دانشجویی در آستانهی روز 16 آذر(روز دانشجو) بیش از 30 تن از دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب دانشگاههای سراسرکشور بازداشت شدهاند. شگفت این که 16 آذر که نماد مبارزه با رژیم وابستهی شاهنشاهی و سلطهی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمیشود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنههایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد میکرد. گرامیداشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند سالهی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شدهاند در زمرهی شریفترین فرزندان این آب و خاکاند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 21:36 توسط دوست |
|
|
مینویسم برای او که نیست و نبودش بیش از هر چیز مهر تاییدیست بر بودنش،بر خوب بودنش،برای او که وجودش مصداق کامل بودن است،او که نبودش ثابت کرد بودنش را قدر ندانستیم. مینویسم برای،نسیم،نه،طوفان،او طوفان بود.برای او که مهربانی را به اوج رساند و در نهایت تاوان مهربانیش را پرداخت.او مستحق بهترین ها بود و نه مستحق میله های سرد زندان.اندوه نبودنش لحظه ای رهایم نمیکند.و مادرش،چگونه نبودنش را تاب می آورد؟!به غم مادرش که فکر می کنم حرف کم می آورم.چه میتوان گفت از غم مادری که عزیزش را از او گرفته اند؟!قطعا هیچ. می نوسم برای او که نگران بود،نگران کارگری که شرمنده ی خانواده اش شده،کارگری که به ناحق در بند است و نگران زنی که به او ظلم شده.و حالا خودش تنها به جرم خوب بودن محکوم به تحمل نگاه سرد زندان بان است. دیگر زبانم قاصر است از توصیف خوبی های او.نمی دانم چه بگویم از آن همه صداقت.فقط می دانم که او خوب است،مگر می شود نسیم خنده روی ما بد باشد؟!می دانم که حتی میله های زندان،خشم بازجو و دلتنگی مادر او را نخواهد شکست.دلم به حال آن هایی می سوزد که گمان کردند او را محار کرده اند،مگر میشود نسیم را به بند کشید؟!مگر می شود اندیشه را زندانی کرد؟! در آخر می گویم که منتظرش هستیم،بی صبرانه منتظریم بیاید و لبخند گرمش آرامش را به چشمان مضطرب مادرش باز گرداند .
برگرفته از ویژه نامه روز دانشجو،دانشگاه علامه طباطبایی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 21:5 توسط دوست |
|
|
+آن زمان كه رشته رشته هاي وجودت را سرشتند يادشان نبود جايي بگذارند در تنت براي خود فروشي يادشان نبود روي دستهاي تو بنويسند: هر چه با داباد! يادشان نبود روي مغزت ضبط صوت جا بگذارند براي جاسوسي نه ! يادشان نبود به تو ياد بدهند كه دستهايت سرد باشد مثل اوضاع در هم دور و برت اينك اما دستهاي گرم تو دستهاي پراز حس قشنگ آزاديخواهي پشت ميله هاي سرد و بي رحم قفس چمبره زده بر روي هم منتظر نيست ،اميدوار است و چشمهايت نگران در هر حال در هر حال من كه مي دانم تو عوض نخواهي شد...
بر گرفته از وبلاگ حوا زیر درخت سیب وبلاگ حوا زیر درخت سیب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 20:59 توسط دوست |
|
|
امروز ۱۵روز از دستگیری نسیم عزیز گذشت...
روز دوشنبه ۱۲آذر نسیم در خیابان توسط اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت میشه، فردا روز ۱۳آذر یک تماس کوتاه با خانوادش می گیره، بعد؛ یک تماس کوتاه دیگه حدودا یک هفته بعد، و ما منتظرتیم نسیم عزیز...
برای آزادی همه دانشجویان دربند، تا زمانی که هیچ دانشجویی زندانی نباشه؛ هیچ فردی به جرم اندیشیدن سرکوب نشه، برای آزادی :
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 20:39 توسط دوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نسیم را آزاد کنید.
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|